در آن هنگام که در کنار پنجره نشسته ای و به منظره ی زندگی ات نگاه میکنی لحظات متفاوتی را خواهی دید!
لحظاتی که غرق در شیرینی آن ها خواهی شد!
درمیان این لحظات شاد، لحظاتی وجود دارند که دلت میخواهد پنجره را ببندی و دیگر سراغ آن منظره نیایی!
چه اهمیتی دارد؟شاید آن لحظات هم به لحظات شیرین تو بپیوندند!
هرچه میخواهند باشند!آن ها فقط یه منظره اند! وفقط کافی ست پنجره را ببندی!
درمیان تمام این لحظات شاد باش چرا که غم در این میان جا نخواهد داشت!
و تو کسی هستی که خداوند کرامتت داده است!از روح خود در تو دمیده و سرشتی زیبا درتو نهاده!
و در انتهای این مناظر تو در یک منظره تا ابد خواهی ماند!
در منظره ای که هیچ فرد غمگینی را نمبینی!
پس چه بهتر است عشق به معبودت را از همین لحظه شروع کنی!
ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است!
امیدوارم از مطالب لذت ببرید
"هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است
ﺩﻩ ﻣﺮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ،ﻃﻨﺎﺏ ﺗﺤﻤﻞ ﻭﺯﻥ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮑ ﻨﻔﺮ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ.
ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﻧﮑﻨﻢ …
ﻣﻦ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻡ ...
ادامه مطلب ...
دوستم گلوش چرک کرده بود پرسید چیکار کنم ؟
عاقا منم حس پزشکیم گرفته بود!
خواستم بگم آب نمک قر قره کن حواسم نبود گفتم آب قند قرقره کن!
بنده خدا یه هفتس کلا نمیتونه صحبت کنه!
اولین پست رو با برد بچه های تیم ملی شروع میکنیم
تبرییــــــــــــک! تبریک به من تبریک به شما تبریک به همه