X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری



در آن هنگام که در کنار پنجره نشسته ای و به منظره ی زندگی ات نگاه میکنی لحظات متفاوتی را خواهی دید!

لحظاتی که غرق در شیرینی آن ها خواهی شد!

درمیان این لحظات شاد، لحظاتی وجود دارند که دلت میخواهد پنجره را ببندی و دیگر سراغ آن منظره نیایی!

چه اهمیتی دارد؟شاید آن لحظات هم به لحظات شیرین تو بپیوندند!

هرچه میخواهند باشند!آن ها فقط یه منظره اند! وفقط کافی ست پنجره را ببندی!

درمیان تمام این لحظات شاد باش چرا که غم در این میان جا نخواهد داشت!

و تو کسی هستی که خداوند کرامتت داده است!از روح خود در تو دمیده و سرشتی زیبا درتو نهاده!

و در انتهای این مناظر تو در یک منظره تا ابد خواهی ماند!

در منظره ای که هیچ فرد غمگینی را نمبینی!

پس چه بهتر است عشق به معبودت را از همین لحظه شروع کنی!

ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است!

امیدوارم از مطالب لذت ببرید







تاریخ : دوشنبه 8 تیر 1394 | 19:38 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (19)



تاریخ : شنبه 28 شهریور 1394 | 11:12 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (16)

به شخصه اعتراف میکنم من خودم اینجوریم!!!



تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394 | 18:50 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (8)


"هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است

پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است
چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند، قارچ های غربت؟
من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد
چتر ها را باید بست، زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید، عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید بازی کرد، چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی، زندگی آب تنی در حوضچه ی اکنون است"



تاریخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394 | 17:02 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (6)

تاریخ : جمعه 13 شهریور 1394 | 14:23 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (4)

میلاد امام رضا (ع) مبارک!




تاریخ : سه‌شنبه 3 شهریور 1394 | 18:57 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (12)


ﺩﻩ ﻣﺮﺩ ﻭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ،ﻃﻨﺎﺏ ﺗﺤﻤﻞ ﻭﺯﻥ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮑ ﻨﻔﺮ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ.

ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﻧﮑﻨﻢ …

ﻣﻦ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻡ ...


 



ادامه مطلب
تاریخ : پنج‌شنبه 29 مرداد 1394 | 16:42 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (15)

دوستان مخ زبان انگلیسی پاسخ بدن!


 



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 21 مرداد 1394 | 19:21 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (17)



تاریخ : یکشنبه 18 مرداد 1394 | 16:42 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (8)



تاریخ : چهارشنبه 14 مرداد 1394 | 15:15 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (13)

تو تصویر چی میبینید؟




تاریخ : چهارشنبه 7 مرداد 1394 | 14:17 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (15)

عاقا ناپلئونیو بیارید توافق انجام شد!




تاریخ : سه‌شنبه 23 تیر 1394 | 14:15 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (8)
میگویند شیشه ها احساس ندارند...
.

 


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394 | 12:16 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (6)

از عقابی پرسیدند: آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟


 

 

ادامه مطلب

تاریخ : پنج‌شنبه 11 تیر 1394 | 19:33 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (3)


یک ﻧﺼﯿﺤﺖ ﺍﺯ ﺩﮐﺘﺮ " ﻧﯿﻠﺠﺴﯿﮋﻭﮐﺴﺘﺎنی فیک"


 

ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 19:36 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (2)



تاریخ : سه‌شنبه 9 تیر 1394 | 19:33 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (2)

دوستم گلوش چرک کرده بود پرسید چیکار کنم ؟

عاقا منم حس پزشکیم گرفته بود!

خواستم بگم آب نمک قر قره کن حواسم نبود گفتم آب قند قرقره کن!


                                                                               

بنده خدا یه هفتس کلا نمیتونه صحبت کنه!

دکتر گفته مجرای تنفسیت شکرک بسته!



تاریخ : سه‌شنبه 9 تیر 1394 | 18:56 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (0)

مهمونی خداست دیگر.....




تاریخ : سه‌شنبه 9 تیر 1394 | 18:42 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (1)

اولین پست رو با برد بچه های تیم ملی شروع میکنیم

 تبرییــــــــــــک! تبریک به من تبریک به شما تبریک به همه





تاریخ : جمعه 5 تیر 1394 | 14:12 | چاپ | نویسنده: zahra | نظرات (3)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • ایگنا وب
  • ***********************************************************